روزها با ماژیک

۳۸ مطلب در تیر ۱۳۹۹ ثبت شده است

۰۴تیر

اما اجازه بدین از تجارب خودم در اختیارتون قرار بدم😎 وقتی موج تحت تاثیر قرار دادن ا منو فراگرفت با اینکه عملا میدونستم کاملاااا اشتباهه حتی سلام علیک باهاش بازی رو شروع کردم. میدونستم با کله دوس داشت بیاد سمتم! اما بذارین از حماقتم بهتون بگم. یه قضیه علاقه معصوم و مزخرفانه! ساختم و به م گفتم، وارنینگ اول: بفهمین که حرف دلتونو به کی میگین! اکثر آدما از فرط حسادت نمیتونن خوشحالی شما رو ببینن همونطور که این دختره احمق و روانی! به جای اینکه کمک به جوش خوردن یه رابطه بکنه حرف منو به اطرافیان ا زده بود به بهانه کمک:) بهتره بگم موضوعی برای لاس زدن خودش یافته بود... و وقتی مثلا اونا زیر زبون ا رو کشیده بودن و فهمیده بودن رو من کراش داره و به م گفته بودن ... به جای اینکه منو در جریان بذاره لام تا کام چیزی نگفت!! و در جواب پیام فرستاده بود که هیشکی رو من کراش نداره!😀 حسادتش شروع شده بود و حتی جواب پیام های منم نمیداد :)))) ا هر روز میومد سر میزد و بغل گرم رو از تو چشاش میخوندم! باهام راه میرفت، به حرف زدن ن باهام حسادت میکرد!!! و ... اما انگار که میخواستم اکسپریمنتم سریع جواب بده بهش گفتم علاقمندم:)))))) نحوه برخوردش فوق العاده بود! با اون رفتارهای ضایعی که داشت هر کودنی میفهمید ازم خوشش میاد اما یه کلمه نگفت منم همینطور!!!!!! اینکه میگم استیو میگه چیزی که اونا میشنون اینه که منو میخوااااد دقیقا همینه.... برگشت گفت علاقه من شکل تو نیست!!!!! و رفتار فوق هارشش منو تا دم فکر خلاصی برد:) و جالبه بعد دمشو گاززنان برگشت ، آهنگ عشقولانه میفرستاد تو گروه موزیک! بیو مینوشت اما یه کلمه ازم تعریف نمیکرد یا نمیگفت بهت علاقه داشتم:) خرد شدم.. میدونی هدفم کسب تجربه بود اما میبینین که حتا از تجربه هم ضربه میخورم و ازش استفاده نمیکنم... هر موقع خودش میخواست پیام میداد که بیا ببینمت !!:))) و منم میرفتم... ا هیچی نبود، مثل ی که هیچی نبود و مثل تمام آدمایی که تو ذهن و زندگی من بودن و هیچی نبودن... و دلیل حضورشون چیزی جز ترس و اعتماد به نفس کم من نبود... وقتی اوضاع درس و پروژه و... سنگین شد کاملاااا منو ایگنور کرد کاملاااااا میدونی؟ چون فکر میکرد من همیشه هستم:) منم خطمو عوض کردم و گذاشتمش پشت درهای بسته تا اینکه سر و کله‌ش پیدا شد باز و ابراز علاقه کرد:) چقدر خنگ بود... از ریختش از طرز راه رفتنش از طرز برخوردش تو جمع با من! اصلاااا خوشم نمیومد میدونی اصلا انتخاب من نبود:) ولی میخواستم اسیر شه‌... و دوره آزمایشی من تموم شد، فهمیدم که اگه من رو خودم وقت بذارم از هر لحاظ، درسی، هیکل، قیافه و ... نتیجه خیلی بهتری میگیرم، فهمیدم که صبور باااااشم، فهمیدم که به هر کسی حرف دلمو نزنم شاید به هیچکس، فهمیدم که موضعم باید مشخص باشه دلیل تمایل به بودن با یکی لزوما معنیش خواهان ازدواج با اون شخص نیست:) فهمیدم که به آدما حس ناجی بودن القا نکنم، فهمیدم که از درون تا میتونم محکم بشم و زندگیمو هیجان انگیز کنم، فهمیدم پیام های طولانی ندم، بحث فلسفی از سر بیکاری یا استرس نکنم... فهمیدم اگه کسی آدمو بخواد به ادم میگه خوشگل😊 و تمام چیزایی که تو ذهنم بود اصلا براش مهم نخواهد بود، فهمیدم با پیش قدمی میتونی یه آدم هلاک رو به سو استفاده گر تبدیل کنی، فهمیدم نباید بگم خواهان دارم:)))) فهمیدم نباید بگم دوستم با هزار نفر چت میکنه، فهمیدم نباید با کسی باشم که راحت نباشم، فهمیدم گیرایی ضعیف و سیستم فوق ساده ای دارن حتا اگه جزو باهوش ترین ها باشن!!! فهمیدم نباید وابسته شی از هیچ لحاظ و اجازه خوشحال کردن و ناراحت کردنت رو به بقیه بدی. تنها کاری که باید کنی تمرکز رو خودت و زندگیته اینو با تمام وجود میگم.

پ.ن: بهش گفتم خداحافظ به جای دنبال راه ارتباطی بودن:)))) گفت اینجا یه تنوع و سرگرمیه!!!!!!!! ینی ببین من انتخاب هام در چه حد تخمیه😊 اوکی مووو آن میکنیم از این

اونم که تکلیف مشخصه، نوپ"

بریم ببینیم جلوتر چی هست :)

Magic Farari
۰۴تیر

بلاخره یه سری به پست های سیو شده!! زدم و چند تا کلیپ از استیو دیدم... من‌نمیدونم این شخص دقیقا کیه و چقدرپرفشناله اما این حرفش واضحا درست بود، کاش به جای اونهمه وقت گذاشتن روی کلیپ عروسی دیدن ولباس عروس و حلقه و آهنگ و تخیل:) روزی نیم ساعت واسه افزایش خودآگاهی وقت میذاشتم... در مورد اینکه اگه از کسی خوشمون اومد مستقیم نریم بهش بگیم! از طریق یه آشنا عمل کنیم... چون وقتی مستقیم میگی، تو در واقع میخوای صرفا آشنا شی ولی چیزی که اون متوجه میشه اینه که این منو میخواد و دیگه تلاشی واسه جذب خواستنت نمیکنه... به همین سادگی میشه یه گزینه!! خوب رو ویست کرد😊 دقیقا دارم این وضع رو تجربه میکنم... از اوردر دادن هاش، از بی تفاوتی هاش، از توجه نکردن هاش! چطور میشه از این آدم درخواستی داشت؟ حتی اگه بهترین! باشه... امیدوارم حداقل بفهمی که این کلیپ مزخرف رو نفرستی:) نمیفرستم... الان نمیدونم کار درست چیه😞 چرا کارهای احمقانه میکنم؟؟؟ الان بگم تموم یه جوره برم ببینمش یه جور دیگه ://// فاکینگ اوری تینگ😑

گندامو زدم، هیجانام رو به طرز مزخرفی تخلیه کردم بنظرم دیگه وقت محو شدن از صحنه روزگاره....:) کاش یکم "یاد بگیرم"

جا داره بگم هر خربزه خوردنی پای لرز نشستنی داره :) اولش باید به فکر آخرش باشی ولا آخرش به فکر میفتی اینطوری.... :)

با این که باید حرف زدن رو تموم کرد، با یه کلمه "خداحافظ"

به اونم میگم نه... انتخاب و چاره دیگه ای ندارم ابدا... فقط امیدوارم یاد بگیری... از اینهمه گند زدن.....

Magic Farari
۰۳تیر

وقتی دو سه بار لاگین کردم و دیدم خزی فالو نکرده دلم بهش قرص شد :) فکر میکردم به رویاهام و بودنش در کنارم... اما این لاگین جوابمو داد... با طعم تلخ اینکه گفتم ناراحت کنندس واسم و دوباره فالو کرده بود... همینه رسم زمونه... به صفر رسوندن انتظارات... به هیچ چیز فکر نکن جز خودت و درست آخه کی کدوم آدم علاقمندی اینو میگه؟؟ همه اینا اگه علائم رفتن و هیچ و پوچ نیست پس چیه... بیخیال :) عز الویز ... یه جورایی خداروشکر که دلی نمونده دیگه واسم!!

 

شما هم که میخونید و هیچی نمیگین:) ینی میخوام بگم واضحا مشکل از منه که هیچ آدم مانایی تو زندگیم نیست...

Magic Farari
۰۳تیر

ک الان تو زندگیم آدم وابسته به نته:) ینی اگه نت نداشته باشم اونم نیست... چند ساعت دیگه که اکانتم رو غیرفعال کنم دیگه چیزی برای فکر کردن نمیمونه...

دلم میخواد فکر کنم که اعتماد به نفس ارتباط با جنس مخالف رو نداره :)))) دلم میخواد فکر کنم حس شکست داره که با من حقیقی نمیتونه خوب رو به رو شه! و هنوز با رفقای قدیمیش رفیقه!!! دلم میخواد فکر کنم که از تیپ و قیافش راضی نیست! ولی نمیتونم😊 و شاید به من ربطی نداره اصلا که بخوام تحلیلش کنم و از حالت ابهام خارجش کنم..." هر موقع حس کردم نیاز دارم بهت پیام میدم" و حسم پوکید در برخورد با یه  unknown نمیفهمم آیا جای سوال باقی میذاره؟؟؟

وات د هل😊 دست از سر خودت بردار اینا هم موندنی نیستن.....

Magic Farari
۰۳تیر

پیج ع رو داشتم نگاه میکردم چشمم خورد به اون دختره که از ترم اولی که دیدمش با یه پسره نسبتا نایسی بود، همیشه باهم بودن و در حال درس خوندن... تو بیوش زده بود دانشگاه... از ایران رفته:) از ترم ۱ تا الان از فاز درس ۹۰ درصد خارج شدم... حتی دور خودمم نمیچرخم! اصلا نمیدونم فازم چیه:) فکر غالبم ازدواج بوده نه بخاطر عشق و عاشقی و علاقه به تشکیل خانواده و این حرفا... فقط ترس! ترس از تنهایی، ینی ترس از چیزی که کاملا و عمیقا توش بودم تمام این مدت :/ تجربه موفقی هم نداشتم ابدا! بخاطر پیشینه ناموفق تحصیلیم! که خیلی نتونستم با شاخا ارتباط بگیرم! البته میدونما اگه یکی آدمو بخواد این  حرفا شعره:) مسئله تو همین مسئله بوده... خوش اومدن!

ب که منتفیه :) کسی که بودن منو ضایع میدونه! یه مشت خز و خیل ایدزی رو نه :) چه حرف و دغدغه مشترکی (بقول خودت) داری با این موجودات؟ از چی فرار میکنی؟ از اینکه یه خنگ خوشگله هات تمام خواسته این آدماس و تو نیستی؟:)

ک هم جای حرف نداره دیگه:) میدونی حس میکنم ۱۵ ۱۶ سالگیم عاقل تر بودم و آدما رو بهتر شناسایی میکردم!!!! و عکس العملشون رو خیلی بهتر میفهمیدم... نمیدونم تو خواستنی این وسط حس کردی؟ تلاشی برای برقراری ارتباط؟؟ و شناخت بیشتر؟:))) هر حرفی هم میزنه یطوری شک داره که :))))))

 بیخود نبود اونهمه تلاش و انتظاااار نتیجه نداد:) چقدر سعی کردم که برم تو سجست هاشون:)))))) آره شاید تقدیر درسته:) اینکه آدم درست تو خودش پیداش میشه!!! نیازی به اینهمه زحمت نیست.. یکی که با بستن پیجت یا بهتره بگم با خاموش کردن نتت محو میشه:) اصلا جای فکر میذاره؟؟؟ یکی که حتی بلد نیست یا شایدم خوب بلده منتهی خرج نمیکنه😊 که ناراحتت نکنه اونم با مسئله ای که گفتی ناراحتم میکنه... نگران نظر این موجوداتی؟؟؟🙂 تو هیچوقت اشتباه نکردی... اما به بدترین شکل همیشه خودتو مواخذه کردی...

بیخیال......

Magic Farari
۰۳تیر

آدما تو رابطه طول عمر دارن یا بقول س که سالها پیش گفت تاریخ انقضا! خیلی کم پیش میاد بیشتر بشناسی و تشنه تر شی...

یه خز اینستا دیگه فالو کرده بود و این دلیل کافی واسه من بود که بفهمم عمقش خیلی کمتر از این حرفاس:) بلاک آنبلاکش کردم! اونو و خیلیا رو که نمیشناختم... ک بهم پیام داد، خیلی دوست دارم که فکر کنم بخاطر دهه ۶۰ی!!! بودنش که راستش خیلیم محسوب نمیشه! و سرش تو درس بودن و این بهانه ها قدرت ارتباط گیریش ضعیفه!! ولا میخواد :// اما دروغ چرا تو کتم نمیره😊 گاهی به بعد روانیش فکر میکنم و حس میکنم قاطیه! خیلی واسم شناخته شده نیست تایپش! شایدم خیلی دارم سخت میگیرم :) خیلی جدی گرفتم... اینکه یه معذرت خواهی نکرد این نشانه کافیه که بفهمی بحث اعتماد به نفش در ارتباط با جنس مخالف نیست... نمیدونم دیگه نمیخوام فکر کنم! با آدما همونی میشم که باهام هستن... این یکی دو هفته بهم ریختم از اومدن و رفتنش در حالیکه اصلاااا مسئله ای نبود چه برسه به جدی بودن یا نبودن.... نمیدونم چرا واسه آدمای ۳دقیقه ای ۳ساعت وقت میذارم... همشم دروغ میگم وات د فااااااک😐😐

امروز اوج حس بی سوادیم بود .. عمرم داره میره آخه...

ادامه داره

Magic Farari
۰۲تیر

کلا سه الی چهار ساعت خوابیدم و سوالا کاملا مفهومی بود، و همه رو از رو پاسخنامه نوشتم و فقط میتونم بگم حنام دیگه پیش خودم رنگی نداره، یه بیسواد واقعی دارم بار میام یا بار اومدم:)

نمیدونم چرا دست از مسخره کردن خودم بر نمیدارم@

Magic Farari
۰۲تیر

من که یه جورایی عمیقا پذیرفتم نخواسته شدنم رو :) اما این ابهام اصرار واسه دیدن و جدیت تو اینکه فقط درست مهمه!!! خیلی جالبه... این که آدمایی که واست حکم تیر آخر رو دارن از خودت خیلی محکم ترن :) تو کدوم مکالمه با چه شخصی گفتی کار دارم برم!

میفهمم ته تهش شک اونم شک مایل به نخواستن و نشدن :) 

Magic Farari