روزها با ماژیک

۰۸مرداد

cause what u want is what I want

شنبه, ۸ مرداد ۱۴۰۱، ۰۵:۴۴ ب.ظ

پس از چند بار تغییر با این صدا در پس زمینه.

دیشب قبل از خواب میخواستم بیام بنویسم استعداد زبان ندارم -- وقتی از رویارویی با حقیقت خودت که درست تمرین نمیکنی و صرفا خودتو ٬٬آشنا٬٬ میکنی و نمیدونم تا کی، میترسی یا میخوای طفره بری. یا؟ نمیدونم چقدر دچار سلف جاجم و چقدر اوضاع واقعیه. کاش یه دوست همراهی تو این زمینه داشتم که زبانش ادونسد بود [بازم بهانس]

عصبانی شدن هام عمیق و پر از خشمه و خیلی وقتا نه قدرت کنترلش رو دارم و نه میدونم چطوری ایجاد میشن -- وقتی شاهد همین رفتار تو اطرافیانم هستم، شدیدا بهم میریزم چون واسم شدیدا منفوره و عجیبه. مسایل حل نشده یا بهانه واسه پراش ذهن، نمیدونم ولی یاد ترم ۲ میفتم که در جواب یکی واسه دعوت به دیت، هارش و همزمان منفعل برخورد کردم و در نهایت ریمووش کردم :) نمیگم الان شخصیتم تو این موارد رشد کرده چون نکرده -- چون رشد محصول یادگیریه و اصلا آپدیت نشدم. یادمه به سین گفتم چیکار کنم و جواب ٬٬ نمیدونم والا، از کی هم میپرسی٬٬ و بعدش سرد شدن و نهایت هم سرکوفت دوستانه بود. بیلیمش نمیکنم، خودمم بیش از این نیستم.

اما بت ساختن هام از آدما، منزوی و ایزولیت کردن خودم و بستن چاکراها واسه یاد گرفتن های به موقع-- بیخیال هو ام ای کیدینگ :)))) از کی باید کمک میگرفتم؟ همون موقع که نوس تغییر رفتار میداد و انگار که الان قحطی میاد، اه چقدر فکر میکنم [اگه ناراحت بنظر میرسید لزوما معنیش حسادت نبوده احتمالا سعی میکرده بحران های درونیش رو حل کنه یا باهاشون کنار بیاد -- برعکس تو که انکار میکردی و دور میشدی که مورد سوال قرار نگیری] اما الان من به حالش غبطه میخورم به آدمای خوب دورش، به دستش گرفته شدن های به موقع و راستش امیدوارم همیشه خوشحال باشه.

میخواستم از فول کردن خودم چندین سال و به زور خودتو فیت کردن تو چارچوبی که بهش تعلق نداشتی و اکوارد بودی و نتیجه باخت تو چیزایی که توشون خوب بودم بنویسم. آره حقیقت اینه که من تو مسایل عاطفی اکواردم و این بهترین توصیفه .سیاست رفتاری یا به اصطلاح موو ندارم ابدا و صیور نیستم، فاصله دلبستگی و دلزدگیم بسیار کوتاهه و گاها اورلپ داره. آدم فرصت دادن نیستم، آدم بخشیدن اشتباهات بزرگ نیستم، خوشگلم نیستم :)) و جالبه که برای مدتی یادم رفت اینو و میزان اهمیتش رو. و قطعا فان بودن و توخالی نبودن و خیلی چیزای دیگه.

نمیدونم چرا انقدر اکانت هامو چک میکنم، نمیدونم چرا غرق میشم تو چیزایی که آگاهی ندارم. میدونم باید متمرکز باشم ولی این دونستن ها پل نمیزنه به چیزی.

هی فکر میکنم و تهش به این نتیجه میرسم که چرا میخوای تغییر بدی؟ اوکی قدرت برقراری ارتباط یا بهتره بگم قدرت ساخت ارتباط طولانی مدت سالم رو نداری سو وات؟ دیگه چقدر میخوای خودتو زجر بدی؟  

تا این پست رو بنویسم کلی اهنگ رد شد و به صورت حسی مثلا تو کلمات این پست شر کردم.

۰۱/۰۵/۰۸
Magic Farari