روزها با ماژیک

۲۴فروردين

سام وان ویل لاو یو

چهارشنبه, ۲۴ فروردين ۱۴۰۱، ۱۰:۰۱ ب.ظ

آهنگی که تو تمام وجودم نفوذ میکنه. [یادمه وقتی داشتم با ک چت میکردم اینو گوش میدادم و همه چیو ریختم رو دایره :))].

حرفایی که نباید میزدم رو زدم اینکه من عروسی نمیکنم و نمیخوام ریختشونو ببینم، در جواب تنها دغدغشون واکنش جالبی نبود. اینهمه خشم و شکایت و حتی ناسپاسی تو وجودم رو نمیدونم چطور مهار کنم. بعد از سالها تازه به دیدگاه آدمایی که "فکر میکنن" کمی نزدیک شدم و این دوگانگی تو وجودم داره لهم میکنه. روحم تو درونم در حال تاب خوردنه، باید درس بخونم، تنها راه پیش رومه اما نمیدونم چطور یکم با انگیزه تر باشم، چطور روحمو یکم زنده کنم! هر 5 ثانیه به آینه نگاه میکنم و تو ذهنم این میگذره که چقدر زشتم. تا کی قراره به این موضوع فکر کنم؟ آره اوکی زشتم و قرار نیست هیچ ارتباط جدیدی داشته باشم سو وات؟ چرا اینقدر به این مسئله فکر میکنم؟ چرا به جای عادی شدن یا فهم بی اهمیت بودن این مسئله تو زندگیم اینهمه تشدید میشه؟

۰۱/۰۱/۲۴
Magic Farari