روزها با ماژیک

۳۰شهریور

زندگی ینی همین؟

سه شنبه, ۳۰ شهریور ۱۴۰۰، ۰۸:۱۹ ب.ظ

از یه جایی به بعد تو زندگیم فهمیدم که توانایی تفکیک و تمایز بین حس های مختلف خیلی مهمه، اسمشو گذاشتم "سواد عاطفی"، اینکه بدونی خشمگینی، مضطربی، افسرده‌ای، اینکه افسردگی ناشی از شرایطه، ناشی از آدماییه که باهاشون در ارتباطی یا ناشی از تغییر هورمون.

یاد گرفتم بین مذهبی بودن و عزت نفس بالا، بین هول و اپن مایند، بین متعصب و آگاه خیلی فرق هست، میدونی خیلیا همین سواد عاطفیشون کمه و این باعث شد یکم حس خودسرزنشگریم که ناشی از نظرات مردم بود، کم بشه.

حالا فهمیدم که آدم مضطربی هستم، خیلی زیاد و اکثر روزا اضطراب دارم، از آینده میترسم، خیلی به خودم اعتماد ندارم و تعلل میکنم، اما لزوما همه روزا افسرده نیستم. 

اما این چند روز جنس حسش افسردگیه، دلگیرم و با هر بار خوندن توییت هم دانشکده‌ای هام نگران میشم، میرم سر کلاس م.ل و هیچی متوجه نمیشم و خب طبیعیه چون هیچکدوم از پیش نیازش رو نداشتم، باید بیشتر تلاش کنم، باید بهتر بخونم و کم اهمال کاری کنم ...

دلم هیجان مثبت میخواد، این روزا مکالمم با هر کسی ختم میشه به سخن گهربارش که حوصله چت نداره! یا روابط پیچیده س"، خدایا کمکش کن لطفا 😞

چندین بار میرم بخوابم اما خوابم نمیبره. دلم حال خوب میخواد ...

 

پ.ن: صدای لپ‌تاپم واقعا رو مخمه :"(

+ الان سرچ کردم دیدم واقعا اصطلاحی به نام سواد عاطفی وجود داره پس امتیاز نامگذاریش به من تعلق نمیگیره :))

۰۰/۰۶/۳۰
Magic Farari