روزها با ماژیک

۲۵مرداد

قدم های کوچیک

دوشنبه, ۲۵ مرداد ۱۴۰۰، ۰۶:۰۶ ب.ظ

فکر میکنم یکم قدم هام منطقی تر شده، این‌چند روز که به لطف سین نیومدن خونمون واقعا تمرکزم چند برابر شده بود. میخوام بگم چه روندهای ریزی تو زندگی هست که فکر میکنی هیچ تاثیری ندارن ولی با حذفشون متوجه تغییرات میشی و بعبارتی اصلا واوو! مخصوصا اگه به واسطه حضور و حرفاشون فضا واست حسابی مسموم شه...

حواسم خیلی زیاد پرت میشه، با اینکه میدونم منطقی نیست همه منابع موجود رو چک کنم بازم وسواسم اجازه نمیده، امروز به یکی از ریدینگ ها گوش دادم و یکی از لکچرهاشو اصلا متوجه نمیشدم :// 

دائما یاد خاطرات گذشته میفتم، به ریکشن ها و یا حتی اکشن ها، درون دلم خالی میشه... میدونی ما خیلی تعیین کننده هستیم که دیگران چطور باهامون رفتار کنن، تعداد آدمایی که شخصیت محکم و حساب شده ای دارن و طبق اتمسفر تو عمل نمیکنن خیلی کم هستن، اکثرا (شاید حتی خودم) تابع قانون ۳ نیوتن، و یا حتی بدتر هستن، ینی کافیه تو فضای حس بی ارزش انگاری یه نفر قرار بگیرین، انگار بعد سادیسم وجود فعال میشه ... پس یادت باشه نوبادی ایز کامین ... 

خیلی استرس این روزا رو دارم، خدایا خودت به دادمون برس و هوامونو داشته باش💚

جدیدا حرفم نمیاد، بعبارتی دیگه پست ها طویله نمیشن، شاید بهتره اینطوری

 

۰۰/۰۵/۲۵
Magic Farari