روزها با ماژیک

۲۰مرداد

سیر زندگی

چهارشنبه, ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، ۰۱:۳۲ ق.ظ

با خودم رفیق نیستم، ذهنم رو شلوغ میکنم و بعد دلهره بعدش اذیتم میکنه ...

نون آرایشگر شده، احتمالا اسم باکلاسش شده هیرآرتیست. از اولین برخورد، حس خوبی بهش نداشتم. راستش میدونی کلا خیلی آدم "اولین برخوردم" و شاید بخاطر همینم خیلی وقتا حالم بد شده. ترم ۱ که بودیم با هم رو یه بنچ کار میکردیم، شاهد حجم زیادی از لاس زدن! با (حتی اسم طرف یادم نمیاد) بودم. واسه من متعصب اونموقع (شاید حتی الان) خیلی سنگین بود این قضیه و راستش نمیدونم چه اصراری داشتم همیشه به زجر دادن خودم! میتونستم جام رو عوض کنم یا اینکه یه میدل فینگر نشون بدم به وات واز هپنیگ، یا اصلا به من چه ربطی داشت؟ همین طرز فکرهام باعث شد اون تک روز هفته واسم جهنم باشه، زیادی مطیع بودم و شاید حتی ترسو! وقتی تو اینستا آنفالوش (چون حس میکردم خیلی چیپه و الان از نوشتن این جمله واسه خودم متاسف میشم) کردم یجورایی دیگه بد شد باهام :)) کلا با همه نایس بود یحورایی سیاست رفتاری بسیار قدرتمندی داشت و حالا بهتره توصیف هایی که میاد تو ذهنم رو نگم! در تمام مدتی که من مشغول تنفر از آدما بودم، اونا دنبال پیدا کردن راهشون بودن. از تجربه کردن نمیترسید، خیلی اجتماعی بود اصطلاحا! و حالا دیدن پیج کاریش متعجم نمیکنه. وقتی رشد علف گونه اینا رو میبینم بیشتر سوال پیچ میشم، بیشتر میترسم ... نمیتونم درست تایپ کنم حسم رو، قطعا به جایگاهشون حسادت نمیکنم چون راه هایی که میرن خیلی با ذهنیت من فاصله داره، اما این حس نترسیدن، به جلو رفتن، افسار زندگی رو دست گرفتن چیزایی که حسشون نمیکنم تو زندگیم. اینکه وقتی به یکی حس خوبی ندارم، نمیتونم نشون ندم! خیلی مسخرس شاید.

 

بعد از مدتها بهم پیام داده که دلت واسم تنگ نشده! با ایموجی بغض آلود :)) حتی نیازی به اسکرول کردن نیست که ببینه چقدر حرکتش نفرت انگیز بود، هنوز ۲۱ از ۲۵ تو ذهنم زنگ میزنه ... کاش بتونی احمق نباشی و اگه بلد نیستی کار گروهی کنی، حداقل بگی میخوام تنها انجام بدم!

تمام دیشب محتوای ذهنم مفهوم "حروم کردن زندگی" بود. شاید واقعا درسته که ما چیزایی رو تو وجود دیگران توبیخ؟ میکنیم که دقیقا تو وجود خودمون هست.

حس نوشتن نیست ... 

۰۰/۰۵/۲۰
Magic Farari

نظرات  (۲)

میدونی من هم یه مدت خیلی خودم رو سرزنش میکردم

اما فهمیدم که مقایسه خودم با بقیه نمیتونه خیلی درست باشه

چون همه آدما از اساس یه سری تفاوت با هم دارن: مثل محیط خانوادشون، شرایطی که از همون بچگی تا الان تجربه کردن، حتی ژنتیکشون! همین باعث شده هر کس یه جور باشه. تقریبا اکثر اینا هم دست خودمون نبوده که بخوایم الان خودمونو سرزنش کنیم که چرا فلانی مثلا انقدر راحت حرفشو میزنه و من نمیتونم، یا چرا انقدر قدرت ریسکش بالاس و من نه. مثلا همین درون/برون گرایی خیلی به ژن و محیط خانواده در کودکی و... بستگی داره.

پذیرش این تفاوت ها و توجه به خوبی های خودمون میتونه بهمون کمک کنه که کم کم دست از مقایسه برداریم و همه انرژیمونو بذاریم تا ببینیم حالا واسه خودمون چه کاری میتونیم انجام بدیم

من دیدم کاری که الان میتونم انجام بدم اینه که برای درسم تلاش کنم و صبور باشم. به این فکر کنم که واقعا تعریف من از موفقیت چیه و حاضرم با چه روشی بهش برسم. و الان که مدتی از این نگرشم میگذره، میبیبنم کلی تغییر کردم. هنوز هم واسم مهمه که پول در بیارم و مستقل باشم، اما همین که دارم براش تلاش میکنم و در کنارش ارزش هامو هم حفظ کردم، حس خوبی بهم میده.

در نهایت به نظرم خییییلی سخته که آدم خودشو مقایسه و بعد سرزنش نکنه، بهترین راه دوری کردن تا حد ممکن از فضاهای آزار دهنده هست. بعدم اینکه روی خودمون کار کنیم که به جای مقایسه و بعد سرزنش، تلاشمونو کنیم که ما هم در حد خودمون و بر اساس ویژگی های شخصیتی خودمون به چیزی که در نظرمونه برسیم. اینجوری شاید کمی رهاتر بشیم :)

پاسخ:
خیلی ممنونم عزیزم که باهام حرف میزنی :") دقیقا همه اینا درسته و خیلی وقتا به خودم میگم که شرایط رو در نظر بگیر اما بعضی وقتا از بودن تو این شرایط هم (با اینکه خیلی نفع ها داشته واسم) اعصابم بهم میریزه. اینکه میبینم بچه ها به واسطه شهر محل زندگیشون به راحتی میرن کارآموزی جاهای خفن خیلی دلم میگیره.
با خودم میگم اشکال نداره فعلا زبانتو بخون، بعد هر روز یه عکسی یه چیزی ازشون میبنم یا حتی خودشون میفرستن و حس میکنم خیلی عقبم همه جوره و بیشتر ناراحت میشم ... کرونا واقعا خیلی گند زده به اوضاع، ینی حتی شانس برابر هم نداریم، که بگیم تلاش تفاوت ایجاد میکنه... چی بگم

درست میگی

نمیشه ناراحت نشد

اما شاید بشه کمتر عکساشونو دید

و اینکه کسی از نتیجه خبر نداره. شاید هم روزی از کاری که کردیم پشیمون شدیم. اما به نظرم یادگیری پشیمونی نداره. همینکه با وجود همه فکرا و دغدغه ها بازم زبانو ول نمیکنی و داری ادامه میدی، بازم از خیلیا جلویی. و به نظرم یه روزی ارزش این کارتو میبینی. دمت هم گرم :)

منم حرف زدن باهات رو خیلی دوست دارم :*

پاسخ:
دقیقا درسته
فدات شم عزیزم، ممنونم 🌹🌹