روزها با ماژیک

۲۷تیر

فکت آو لایف

يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۴۰۰، ۱۱:۳۱ ب.ظ

بسته به محیطی که توش قرار داری، ممکنه یسری تنش ها و اضطراب ها در وجودت شکل بگیره... میدونی شاید اگه در موردشون با بقیه حرف بزنی، حس کنی مشترکن اما نیستن ... به مرور میفهمی که جنسشون عمیقا فرق داره.

حالا وقتی تلاش میکنی که مثلا خودتو نجات بدی از یسری چیزا، ممکنه تو پروسه زندگیت به آدمایی برخورد کنی که اصلا حتی یه درصد دارای اون موارد نگران کننده که تو وجودت شکل گرفته بودن، نیستن ... بنظر حال خوبی میاد، اما میدونی من حس میکنم آدم تو این شرایط دچار نوعی بحران میشه، بحران عدم وجود اضطراب

شاید خیلی عجیب و مسخره بنظر بیاد (که راستش مهم نیست)، اما فکر میکنم وقتی اجازه میدی ذهنت گت یوزد تو بشه به نوعی عذاب کشیدن، دیگه عافیت و ریلکسی معنا و لذتی نداره چون چلنجی واسش وجود نداره ...

اما راهکار چیه؟ بستن چشمات و نگران نبودن و خوش بین بودن و فلان؟ راستش نه، فکر نمیکنم ایده خوبی باشه و راه حلی هم نداره فعلا ...

اما بهتره تو زندگیت سعی کنی خوب پیش بری و خودتو لایق چیزای خوب بدونی.

۰۰/۰۴/۲۷
Magic Farari