روزها با ماژیک

۳۰خرداد

بیفور یو کویت، ریممبر وای یو استارتد

يكشنبه, ۳۰ خرداد ۱۴۰۰، ۱۱:۴۹ ب.ظ

مصداق کار پرت که میگن خودِ منم :)، از شروع ترم به شکل غیر منطقی رو چیزی وقت گذاشتم که تهش بعد از ۳ ماه شد تخریب روحی و حداقل یه ماه هم دپرسی بعدش ...

اون همه انرژی قطعا رو درس پ خیلی ثمربخش تر بود، فایل هاشونو فرستادن و غبطه میخورم به آنالیزهایی که کردن، یجورایی حس حماقت تشدید شونده دارم :) نمیدونم شاید کاری کردم هم ساده بود و هم‌ مفید! اما حس خوبی ندارم و همین حس گند میزنه به حالم، کاش بزرگوار باشه و ما رو (من رو) به اندازه‌ای که کوچیک هستم، ببینه و درک کنه ....

واقعا توانی ندارم دیگه، همه چی واسه همه رو به رواله و خوشبحالشون. بازم برمیگردم به این حس تکراری که کاش قطعیتی تو وجودم، تو شخصیتم، تو زندگیم وجود داشت ...

خیلی تنهام، کمکم کن یا ارحم الراحمین 💚

۰۰/۰۳/۳۰
Magic Farari