روزها با ماژیک

۲۶خرداد

بی معنایی واژه‌ها

چهارشنبه, ۲۶ خرداد ۱۴۰۰، ۰۶:۳۳ ب.ظ

شخصیت منفعلش رو دوست نداشتم و تغییر رفتارش باهام پیش دیگران واقعا نفرت انگیز بود، اما با تقریب خوبی میشه گفت عمیق ترین دوستیه تمام طول عمرم رو باهاش تجربه کردم، در عین تفاوت های فاحشی که با هم داشتیم، گاهی فکر میکردم چقدر شبیه هستیم. زیادی مستقل بود، برعکس من، فقط کافی بود واسه مسئله‌ای اراده کنه در واقع ... حدود دو ماه بود با هم حرف نمیزدیم چون بخاطر یه موضوعی حس بدی بهم داد، خیلی بد! و این دو ماه سکوت واسم اثبات کننده خیلی چیزا بود‌. میوتش کرده بودم، اتفاقی دیدم بهم پیام داده و تبریک گفته و نوشته "دوسِت دارم"، یه حس تلخی از بی مفهومی آدما و حرفاشون در برابر من :)

نفر جالب دوم ا بود، برنامه ریزی احوال پرسیش منطبق با برنامه درسیشه، میدونی جاج نمیکنم و اوکی اصلا، حداقل آدما رو مثل خودشون احمق فرض نکنن، یه تمپلیت تکراری از جملات که مثلا آی کر!! نمیتونم بی احترامی کنم اما نمیتونم هم احترامی واسه این مدل آدما قائل باشم. هنوز میتونم پیام آخرش رو وقتی بهش نیاز داشتم بخونم و هزار بار واسه خودم متاسف شم ... اینکه حضورش و عدم حضورش دیگه رنگی تو زندگیم نداره خوشحالم. البته من مقصرم بخاطر توهمات عمیقم.

خیلی مسخرس، بیش از حد سطحی و مضحک، اما من واقعا همین بودم، "حس" میکردم یکی خوبه یا نیست :))) و همین حس، گندهای جبران ناپذیر به زندگیم زد. حتی تو پیش بینی یک مورد هم موفق نبودم. اینکه آخرین مورد رو قبل از عمل، ریموو کردم خوشحالم!

شاید اگه تو زندگیم این مورد رو تحت کنترل بگیریم و بت سازی های بی دلیل رو بذارم کنار، قطعا برد بزرگی خواهد بود.

بیش از اینها حرف دارم... بمونه واسه بعد

بعضی آدما ذاتشون نوره، تو تاریکی زندگی آدما جرقه میشن، خوشبحالشون 💚

خدایا خودت بهم آگاهی و قدرت بده، که تو بی شک ارحم الراحمینی

۰۰/۰۳/۲۶
Magic Farari