روزها با ماژیک

۳۱فروردين

این خریت‌های بی هوا :)))

سه شنبه, ۳۱ فروردين ۱۴۰۰، ۰۳:۲۵ ب.ظ

امروز از اون روزای پیک دار هیجان زدگی بود، عز الویز سر هیچ و پوچ :) دوربینا رو روشن کرد که باهامون حرف بزنه و من نمیدونم چمه، نمیدونم اسم اون هورمونی که باعث غلبه قسمت خر وجودیم به قسمت آدمش میشه چیه :')

گاد :)) بهش پیام دادم که مثلا راجع به پروژه ازش بپرسم و نمیدونم چند بار دیگه باید نحوه جواب دادنش رو چک کنم که قبول کنم هیچ چیز خاصی توش نیست، هیچ ریپلای خاصی به من خاص ... در نهایت واسه اینکه بُعد سپاسگزاریمو قشنگ بروز بدم، ته پیام واسش قلب گذاشتم و بعد پاک کردم :))))) و جواب سرد احتمالی باعث چی خواهد شد جز تحقیر شدنت؟:)

ب.ن: سین کرد و جواب نداد :") :))))))) 

ب.ن: جواب داد اما فقط به قسمت پروژه واکنش نشون داد:) طبیعی هم هست خب، آخه سپاسگزاری من به چه دردی میخوره.

ب.ن: جواب داد ولی خب مردم واقعا =)

همینقدر احمقم.

قلب تو پیام چه معنی‌ای داره واقعا؟ :)) خب آدم ممکنه به یکی علاقه داشته باشه اما نه از لحاظ سکشوآلی(؟)، چون اون شخص زیادی باهوشه و تو از آدمای باهوش، حتی سایر موجودات باهوش خوشت میاد... یاد اون وقتی افتادم که به طرف گفتم عزیزم با قلب سرخ و بعد انتظار داشتم دچار سوتفاهم نشه ... :))

هی روزگار... خودم خودمو سوژه میکنم و بعد حس ناامنی باعث کاهش افیشنسیم میشه، خدا خودش همه رو شفا بده...

شاید خیلی چیپ باشه این حرف اما واقعا نیاز به مورد تعریف واقع شدن دارم... 

۰۰/۰۱/۳۱
Magic Farari