روزها با ماژیک

۲۷دی

تو را نگاه میکنم ...

شنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۹، ۰۷:۱۳ ب.ظ

خودم هم کاملا میدونم که در طول ترم کاری نمیکنم اما نمیدونم چرا پس همیشه زندانیم و هیچی به هیچی تا اینکه میرسم به روزهای شکافنده‌ی آخر ترم و قبل از امتحانات ... راستش نه اینکه نخوام، اتفاقا تو روزای شروع ترم دلم میخواد واسه درسام یه کار خاصی انجام بدم، چه میدونم یه منبع اضافه بخونم، ریسرچ ها رو پیگیری کنم، پیش نیازهاشو مرور کنم! اما ته تهش زیر و رو کردن پست های شتفول دیگران هم انگاری جذاب تره و هم وقتم رو پر میکنه ... فکر کن، نه بعنوان تفریح بلکه به عنوان پر کردن وقتم! واقعا تاسف انگیزه :)

 

حدود دو روز کاملا بهم ریختم باز هم بخاطر موضوعات تکراری! اتفاقی پیج یکی از هم مدرسه های قدیمیم رو دیدم و اینکه اوووف! میدونی پالس مثبت این آدما، اینکه خودشون رو "شایسته" موقعیت های عالی میدونن هم تحسین برانگیزه و هم فکر کنم حسادتم رو تحریک میکنه گاهی ... اینکه در حد توانشون همیشه سعی کردن بهترین باشن و بودن ... اما برعکس، من همیشه دنبال تخریب کردن و زهرمار کردن زندگی به خودم بودم، رویکرد جدید ریکشنیم در مقابل استرس بالا هم جذب!!! آدمای مزخرف شدنه :) واسه همینم هست که هنوزم بعد از چندین سال همین موضوعات مزخرف توانایی بهم ریختن منو با تمام قوا داره!

 

دیشب خواب آشفته‌ای از ک رو دیدم، راستش اولش با دیدن پیج این دخترا، یبار دیگه به جایگاهم تو این شهر فکر کردم، به خاطرات نه چندان شیرینی که داشتم و به تمام حس و حال هام تو اوج "همیشه تنهایی" ... یجورایی تایپ مورد علاقشون واسم دوباره معنی پیدا کرد! و بعدشم با دیدن حذف یه قشنگه دیکه از پیجش، خب طبیعتا به خودم فحش دادم که بعضی وقتا عجب خری میشم !:/ دوبار آشفته طور خوابشو دیدم و هیچ بارش ذره‌ای حس خوب توش نبود که البته عجیبم نیست :)

 

چی بگم ....

۹۹/۱۰/۲۷
Magic Farari

نظرات  (۲)

۲۷ دی ۹۹ ، ۱۹:۵۵ هونیا موتور

واییی منم همینجوری ام :/

پاسخ:
خوشبختم 😁🙌🏼
۲۷ دی ۹۹ ، ۲۱:۱۲ مونو پروپلین گلایکول

منم چند شبه خواب بد میبینم :(

پاسخ:
واسه من که بخاطر آشفتگی ذهن و استرس زیاده :")