روزها با ماژیک

۲۲مهر

پس از ۲۲ روز از مهرماه

سه شنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۹، ۰۶:۴۶ ب.ظ

موضوعی که دیشب خیلی دلم میخواست ثبتش کنم مربوط به بحثی میشه که تو گروه ه مطرح شد. خب بچه ها واکنش های خودشونو نشون دادن :)) و من اعتراف میکنم بدون اینکه حتی لحظه ای فکر کنم این موضوع درسته یا غلط واکنش کاملا احساسی نشون دادم و ناامیدی ته وجودم رخنه کرد!:) بعد که ن اومد تو گروه کلی حرف زد، گوش دادن به حرفاش یه چیزی رو بار دیگه واسم روشن کرد اینکه عمق شخصیت خیلی به سن ربطی نداره، واقعا باید تا جایی که میشه رو شخصیت خودت کار کنی. وقتی خیلی شرایط برای دیدن آدمای عمیق! نیست بهتره بیشتر مطالعه کنی...

 

این وصل شدن و نشدن گاه و بیگاه میکروفون سر کلاسا اذیتم میکنه رسما، چندین روز مقدمه چینی کردم واسه یه تعمیر لپ‌تاپ :/ هنوزم اقدامی نکردم. چرا اینطورم؟؟

 

بعد از پیام ناشناس دادن به ب و نحوه برخوردش (که اصلا هم دور از انتظار نبود) عملا از تو ذهنم حذف شد!  ینی وقتی فهمیدم با یه خز و خیل حرف میزنه عملا عمق هیچ و پوچ بودنش ثابت شد ولی ایندفه کاملا پرکتیکال و دائمی. اکانت اینستا رو غیرفعال کردم و کمی به زندگی حقیقی برگشتم. اینستا رو بخاطر پیج های آموزشی زبان، خلاصه کتابها و یسری اطلاعات عمومی دوست دارم اما همیشه به عمرسوزی ختم میشه !:) نمیدونم چطور باید این قضیه رو مدیریت کنم. شاید دلیلش تشدید حس تنهایی در وجودمه نمیدونم... بعد هم که عکس های تلگرامش رو دیدم به قدری مضحک بود (از دیدگاه من) که بار دیگه بخاطر افکار تخمی و به دنبال اون انتخاب های تخمی ترم افسوس خوردم...

طبیعتا به جای سر عقل اومدن و چند صباح محدودی که فرصت ساختن دارم رو قدر دونستن، شیفت کردم به سمت ک و س :)))) دو تا آدم که حتی اون حس توهمی مچ بودنم ندارم! ک که اسطوره بود :) نمیدونم چرا یادم میره دلیل کنار گذاشتن آدما رو... حالا فکر غالبم شده که تولدش رو که چند روز دیگه‌‌س تبریک بگم! همینقدر احمقانه :) نمیدونم چرا نمیکشم بیرون :/ راجع به فکر کردن به س هم که فقط میتونم بگم اللهم اشف کل کساخیل :/

 

به همین سرعت درس ها به جلسه ۸شون رسیدن و هنوز کاری نکردم. واسه یه درسم کتابشو به صورت نرم افزاری خریدم و بعد دوباره کتاب رو سفارش دادم :| و سه بار هزینه فعال کردن بیخود اینترنت که عملا به گشتن پوچ تو اینستا حروم شد.

زبان هنوز دغدغه مهمیه واسم و این اوضاع خمودگی نمیدونم تا کی ادامه داره. شاید حضور لپ تاپ عزیزم اندکی هدفمندترم کنه تو این زمینه.

متاسفانه تو این مدت نه کتاب خوندم و نه ورزش کردم.

دل تنگم... کاش حداقل یکی بود البته نه هر کی...

 

اینکه کسایی فالوم میکنن که چندین سال ازم کوچکترن یکم یطوریم میکنه :) حس میکنم به لحاظ شخصیتی شاید به اندازه رشد نکردم.

خدایا خودت کمکم کن...

۹۹/۰۷/۲۲
Magic Farari

نظرات  (۱)

عمق شخصیت فالوور هاتون خیلی به سن ربطی نداره دیگه ((:

پاسخ:
دقیقا :)))
منظورم این بود انگار که شخصیتم با آدمایی که چند سال ازم کوچکترن هم عمقه! ینی پس خوب رشد نکردم. ببین چی گفتمااااا هر طوری بگم با حرف خودم در تناقضه :)))