روزها با ماژیک

۲۹مرداد

خودشناسی ۲

چهارشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ۰۸:۴۵ ب.ظ

خوندن کتاب "آیا تو آن گمشده‌ام هستی" حقایق جالبی رو راجع به خودتون بهتون نشون میده! هنوز عادت به مطالعه درست کتاب ندارم انگار !!!! از وسط از آخر از اول مطالبش رو میخونم و نمیدونم فازم چیه دقیقا... یه چیز بی ربط یادم افتاد، وقتی ناشناس به م پیام دادم، خودمو اهل مطالعه!!! نشون دادم :))))) واقعا توخالی بودن رو این‌چند روز حس کردم... یه چیز دیگه اینکه حس میکنم حریص شدم! ویژگی ای که قبلا نداشتم!! حتا الان ابا داشتم از نوشتن این پست و معرفی این‌کتاب! در حالیکه این کتابو کسی ب‌‌‌‌‌‌‌هم معرفی کرد که همیشه حالش با من واسم آزار دهنده بود :)

یاد دوران افسردگی و مصرف قرص ها افتادم!! بعد از اون اتفاق که رفتم بیمارستان و با یه زباله دوس شدم!!!! چقدر کارهام خطرناک بود! نمیدونم تاثیر قرص ها بود یا خود واقعیم!!! اما الان که بهشون فکر میکنم هم متاسف میشم و هم میترسم! اگه کسی منو اون دوران با اون میدید یا دیده باشه!!! :)) فقط میتونم بگم متاسفم! میبینی؟ قضاوت همینقدر بی حیاس! هیچکس از حال و درون و داغونی آدم خبر نداره، ظاهر قضیه میشه یه آدم ول .....:)

یاد درس بچه های آسمان یا همچین چیزی افتادم! وقتی بهم گفت از روش بخونم کم مونده گریه کنم :| و ز.ع اینو گفت!!! الان که فکر میکنم کار س تو دادن جزوه و اونهمه کپی !:)))) میدونی دروغ چرا، جلب توجه، مهرطلبی یا.. نمیدونم اسمش چی بود اما تو وجود من بیداد میکرد... دلم میخواد واقعا قدرت طرح مسئله و مشکل و حل کردنش رو داشته باشم!

انگار هیچوقت کاری رو واسه خودم نکردم!! فقط توجه بقیه بهم مهم بوده!! و مسخره تر اینکه کدوم بقیه؟:)

دوران دبیرستان و اون تماس اشتباه و به گای مطلق و محض رفتن کلا زندگی (چون پوچ بود!) ... الان میفهمم که طرف چقدر حقیر و ضعیف بوده !:) 

کتاب بخونیم.... رو خودمون کار کنیم... شاید این تمام کاریه که باید انجام بدیم :)

۹۹/۰۵/۲۹
Magic Farari