روزها با ماژیک

۱۶تیر

۱۶ تیر ۹۹

دوشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ۱۱:۵۳ ب.ظ

بعد ساعتها جستجو! یه چیز عمیقا پوچ گذاشتم تا متوجه حضورم بشه! در حالیکه اگه اهمیتی داشت همونروز میفهمید....

پیام داد، با همون تم همیشگی اما برای اولین بار حس خوبی بهش داشتم!:) واضحا ناراضیه از اوضاع که البته کار من تحلیل مجازی نیست !! وقتی حرف میزنیم حس میکنم ته تهش دنبال چیزیه که همه دیگران تو این شهر هستن شاید کم توقع ترش:) و این منو سوق میده به سکوت و رفتنه بی خبر بی نشونی :) هر چند دیگه زیر و بم منو به راحتی میتونه بفهمه... کاش دروغ نمیگفتم..... هر چند شاید خیلی هم دروغ نبود....!!

از ب خبری نیست، حدودا ۱۰ روزه ... چقدر راحت کنارم گذاشت:) اونهمه زحمت نیازی نبود واقعا...

کاش فراموش نکنم که فامیلن!

باید مثل یه ادالت به زندگی برگردم... خودمو جمع و جور کنم و به تعریف مشخصی از خودم برسم...

خدایا کمکم کن، بیش از پیش محتاج مهر و یاریتم❤

۹۹/۰۴/۱۶
Magic Farari