روزها با ماژیک

۱۷فروردين

تعلل

يكشنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۹، ۱۱:۱۵ ب.ظ

اومدم بنویسم که فردا بعد از کلاسش یه برنامه توپ میریزم واسه ترکوندن همیشگی که تو ذهنم بوده... یادم میاد که این یکی دیگه از هزاران و شاید میلیون ها تصمیم هیجانی و شخمیه که تو این مدت راجع به مسائل مختلف گرفتم. اگر قرار به ترکوندنه چرا الان نه؟؟

 

 

ن دوست صمیمی این مدت من بوده ولی میخوام بگم در ارتباط با جنس مخالف کمترین اعتمادی بهش ندارم :) و به راحتی میتونم بگم عامل مخرب یک ارتباط میتونه باشه ... یه آدم میشه گفت زیبا و مهم تر سفید !:)) نمیدونم به عزت نفس ربط داره یا نه یا اگه هر کسی حتا خودم جای اون بودم چطور میشد اما اون از هیچکس دست نمیکشه! مثلا تو رابطه بود و نمیدونم چطوری با ان نفر لاس میزد، تو مدت اخیرم که تا جایی که بروز داده چند نفر بهش ابراز علاقه کردن! من نمیدونم ابراز علاقه کسی تو سن حدود ۲۰ چه معنی ای میتونه داشته باشه ولی به هیچکدوم از آدمایی که بهش ابراز علاقه کردن اعتماد و در نتیجه حس خوبی نداشتم و ندارم. نمیدونم ازدواج تو سرنوشت همه آدما هست یا نه اما عمیقا دلم میخواد با کسی که آشنا میشم و ازدواج میکنم، نگاه خاص و علاقه خاصش فقط به من باشه و حتی یه لحظه شک نکنم یا نترسم بخاطر وجود همچین آدمی! خیلی وقتا نفرت انگیزه نمیدونم ریشه این نفرت حسادته تو ناخودآگاه آدم یا واقعا شخصیت حال بهم زن و جلب توجه کنندش! الان که دیدم اکس س تو فالورهاشه حس بدتری بهش پیدا کردم ! اون دل هیچ پسری رو بخاطر دوست های دخترش نمیشکنه:)) راستش اونموقع که سه تایی با هم بودیم من حس کردم اون یارو که الان اکس س شده واضحا اینو زیر نظر از نوع ... داشت و بعدش تعجب کردم که با س دوست شد !:) آدما غیرقابل پیش بینی و حتا میشه گفت غیرقابل اعتمادن حتی شاید خودم... ولی هرگز خدا نکنه که همچین موجودی باشم...

۹۹/۰۱/۱۷
Magic Farari