روزها با ماژیک

۱۸بهمن

جاست لت ایت گو؟

جمعه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۸، ۰۹:۴۹ ب.ظ

هدف اصلیم از ایجاد این وبلاگ نوشتن تمام پسماندهای ذهنی در ده سال اخیر بود و هست و پیدا کردن و تعریف کردن خودم برای خودم...

بله ده سال... از کجا باید شروع کرد؟ :) اولین جرقه های خودشناسی یا بهتره بگم خود فاش شدگی!!! سال ۸۸ بود. سالی که بدون هیچ مطالعه‌ای !:) آزمون یک مدرسه خوب قبول شدم (آخرین نفر پذیرفته شده) و سالی که خالی بودن من رو خیلی خوب بهم نشون داد اون دوران. اتفاقات تلخ و غیرقابل هندل!! برای منِ اون موقع افتاد که باعث شد خیلی ببازم تو زندگی. این اتفاقات بد که میگم جنایی نبودن!! انقدر کوچیک بودن که حتا موقع تعریفشون خود الانت میتونه یه پوزخند عمیق تحویلت بده و بگه چقدر پوچ! این فلش بک ها به من خیلی چیزا یاد داد. فهمیدم عزت نفس بسیار ضعیفی دارم، فهمیدم هدف جدی ای تو زندگی ندارم، فهمیدم از رقابت میترسم و خودم رو بازنده میدونم (در هر عرصه ای! درسی، مسابقه‌ای، گزینشی، عاطفی...) فهمیدم موجود به شدت وابسته و شاید ترسویی هستم. فهمیدم از مسئولیت میترسم. فهمیدم خودمو دوست ندارم! فهمیدم واقع بین نیستم چندان. 

۹۸/۱۱/۱۸
Magic Farari