روزها با ماژیک

۱۸دی

زبانِ بدن!

چهارشنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۸، ۰۱:۲۰ ق.ظ

میتونم ساعت ها به عکس های پروفایلش زل بزنم و تشعشع قدرت رو با تمام وجود حس کنم! یه چهره کاملا معمولی اما با ژست هایی که قدرت و اعتماد به نفس رو فریاد میزنه... چند بار تو سالن مطالعه دیدمش، رها از هر چیزی در حال حل کردن تمرین بوده... و عجیب نیست که دیدم رنک ۱ دانشکده‌ایه که تعداد دخترا انشگت شمارن و ادعا دارن که پسرا باهوش ترن تو این زمینه ها!! کاملا مشخصه کم حرفه و پوینت مثبتش اینجاست که هیچ غمی پشت این کم حرفی نیست، اینو میفهمم چون دیگه حالم بهم میخوره که کم حرفیم معرف خودخوریمه:/ 

این تایپ آدما یه چیزی رو تو وجودم شعله ور میکنن، بحث مقایسه نیست شاید اما عمیقا از تصور بودن یسری ویژگی ها درون خودم به وجد میام! ینی کاش بتونم یه وجود بیاورم این مدل بودن رو... در حال حاضر ارتباط چشمیم به صفر میل میکنه! فکر کن از تصور اینکه با کسی چشم تو چشم شم و نگاهشو برگردونه! (حتا در این حد) تو صورتشون نگاه نمیکنم. بعد انتظار معجزه دارم :)ک. تو طول این ترم ۳ تا سوال پرسید که هر سه تا رو غلط جواب دادم.. البته بهتره بگم اولی رو اصلا اجازه ندادم پرسیده شه!!!! این مدل "بودن" اذیتم میکنه یه موجود بی اعتماد به خود... و تمام این عقب موندن ها اورثینکینگ !! راجع به نتیجه بوده! 

۹۸/۱۰/۱۸
Magic Farari